المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
292
التنبيه والإشراف ( فارسي )
از ياران خود برون شد و ثبات ورزيد تا كشته شد و اين به نيمهء ماه رمضان همين سال شصت و هفتم بود . بقيهء ياران مختار كه ششهزار كس بودند تسليم ابن زياد شدند كه همگى را كشت . پيروان مختار را خشبيه ميگفتند . مسعودى گويد : پس از آن عبد الملك سوى عراق رفت و با مصعب بن زبير در مسكن عراق روبرو شد و در جمادى الاول سال هفتاد و دوم مصعب را بكشت . عبد الله بن قيس رقيات كه از پيروان آل زبير بود در اين باب گويد : « بروز مسكن مصيبت بزرگ قتل پسر حوارى پيغمبر بود كه مضريان عراق با او خيانت كردند و ربيعه بر او تسلط يافت . » آنگاه حجاج بن يوسف بن حكم بن ابى عقيل بن مسعود بن عامر بن معتب بن مالك بن كعب بن عمرو بن سعد بن عوف بن ثقيف قسى بن منبه بن بكر بن هوازن بن منصور بن عكرمة بن خصفة بن قيس بن عيلان بن مضر را با سپاه خود سوى عبيد الله بن زبير بن عوام فرستاد كه او را در مكه و سپس در مسجد الحرام محاصره كرد كه بروز سه شنبه هفدهم جمادى الاول سال هفتاد و سوم در هفتاد و سه سالگى همانجا كشته شد و حجاج بگفت تا او را بياويختند . مادر عبيد الله اسماء دختر ابو بكر ملقب به ذات النطاقين خواهر تنى عايشه در آن وقت زنده بود و بسن صد سال رسيده بود و يك دندانش نيفتاده و يك مويش سپيد نشده و عقلش خلل نيافته بود فقط نابينا شده بود . دوران فتنهء ابن زبير از وقتى كه معاوية بن يزيد بن معاوية بن ابى سفيان بمرد تا وقتى كه كشته شد هشت سال و نه ماه بود . از جمله حوادث مهم دوران عبد الملك قصهء شورش عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بن قيس بن معدى كرب كندى بود كه بسال هشتاد و يكم رخ داد . حجاج او را با سپاهى فراوان و تجهيزات كامل كه سپاه طاوسان ناميده ميشد سوى سيستان بجنگ رتبيل شاه زابلستان فرستاده بود و او ولايتهاى بسيار از آنها بگشود ولى